آنالیز از نگاه آرسن ونگر

“آرسن ونگر” همواره یکی از مربیان پیشگام در توسعه و پیشرفت تاکتیک‌های فوتبال بوده؛ آن‌قدر که به جرأت می‌توان گفت در دوران مربیگری او در فوتبال، پیشرفت های بسیاری در تاکتیک‌های این رشته حاصل شده. سرمربی فرانسوی آرسنال مدتی قبل و در نشست عمومی سالیانه مربیان گفت:”

“آرسن ونگر” همواره یکی از مربیان پیشگام در توسعه و پیشرفت تاکتیک‌های فوتبال بوده؛ آن‌قدر که به جرأت می‌توان گفت در دوران مربیگری او در فوتبال، پیشرفت های بسیاری در تاکتیک‌های این رشته حاصل شده. سرمربی فرانسوی آرسنال مدتی قبل و در نشست عمومی سالیانه مربیان گفت:”
در سال‌های اول کارم، افراد زیادی کنار تیم داشتیم که می‌توانستند به ما کمک کنند. من به عنوان مربی تیم گاهی اوقات به طور باورنکردنی حجم بسیار زیادی از داده‌ها و جزئیات مربوط به یک بازی را دریافت می‌کردم اما آنچه حالا می‌توانم بگویم، این است که به عنوان سرمربی تیم باید تنها چهار یا پنج دسته از اطلاعاتی کارآمد را برای آنالیز انتخاب کنم.”

مجله رسمی باشگاه آرسنال با این مقدمه، گفتگویی مفصل با ونگر ترتیب داده تا درباره مباحثی مانند تأثیر تحلیل اطلاعات بر نحوه مربیگری، محدودیت‌های آن و نقش اعداد و ارقام در آینده فوتبال با یکدیگر گفتگو کنند.
آقای ونگر! قبلا گفته بودید در حال حاضر اطلاعات زیادی توسط آنالیزورها در اختیار مربیان قرار داده می‌شود. منظور شما دقیقا چیست؟ به نظر شما در این سال‌ها کدام بخش از فوتبال پیشرفت کرده؟
من فقط فوتبال امروز را با آغاز دوران حضورم در این رشته مقایسه می‌کنم. یعنی زمانی که فقط خودم بودم و بازیکنانم اما امروزه یک گروه ۲۰ نفره با من همکاری می‌کنند، بازیکنان را زیر نظر دارند و اطلاعات بیشتری را تحت عنوان آمار در اختیارم می‌گذارند؛ به عبارت ساده‌تر آنها تحلیل و آنالیز بازی و آخرین شرایط بازیکنان را در اختیار مربی قرار می‌دهند و آنچه اهمیت کمتری دارد را کنار می‌گذراند. مربیان امروزی اطلاعات بسیار زیادی در اختیار دارند. وقتی بحث کیفیت پیش می‌آید، می‌توانند سه یا چهار دسته از اطلاعات لازم را در اختیار بگیرند؛ پس مربی مدرن کسی است که اطلاعات مهم را انتخاب کند و اطلاعات اضافی را کنار بگذارد. من اعتقاد دارم کیفیت هر مربی به وسیله نحوه مدیریتش بر تیم پشتیبان و همچنین بازیکنان سنجیده می‌شود.
با این همه اطلاعاتی که در اختیار شما قرار دارد، چگونه تشخیص می‌دهید کدام اطلاعات مهم‌تر است؟
براساس تجربیاتم. گاهی اوقات پس از تماشای دوباره بازی اعداد و ارقام برخی نکات برجسته را به طور ویژه‌تر برای شما آشکار می‌کند؛ گاهی اوقات هم آنچه که ندیده‌اید را به شما نشان می‌دهد؛ مربی باید خیلی هوشیار باشد و حس کند تماشای یک بازی می‌تواند نکات بیشتری را به او نشان دهد؛ پس باید بازی را با دقت بیشتری تجزیه و تحلیل کند. بعد از آن است که نتیجه می‌گیرم کدام اطلاعات مهم هستند و کدام نیستند.
به عنوان یک مربی که با تکیه بر ذات و هوش خود در این زمینه رشد کرده، پذیرفتن این مساله چقدر برای شما دشوار است که اطلاعات می‌توانند ثابت کنند تجربه و تفکر شما اشتباه بوده؟
این از شوخ‌طبعی شماست که فکر می‌کنید ذات و غریزه شما می‌تواند اشتباه رشد پیدا کند. معمولا احساس شما نسبت به بازی به حقیقت می‌پیوندد و شما هم باید به آن توجه کنید. برداشت اولیه شما از بازی حتما نکاتی در خود دارد؛ به ویژه وقتی بیش از دو هزار مسابقه را به عنوان سرمربی پشت سرگذاشته‌اید اما حتی در صورت داشتن چنین تجربیاتی هم باید بپذیرید که ممکن است اشتباه کنید و برخی نکات مهم را فراموش کرده باشید.

این اطلاعات چگونه به شما کمک می‌کنند؟
شما باید به نتیجه‌گیری برسید و البته باید به احساس‌تان هم رجوع کنید. مثلا اگر احساس‌تان به شما گفت “تو باید به فکر خرید این بازیکن باشی” شما تمرکزتان را روی چه آمار و اطلاعاتی متمرکز می‌کنید؟ من برای خرید یک بازیکن این‌طور از اطلاعات کمک می‌گیرم. اول باید قبل از هر اقدامی بازیکن را ببینید. باید بدانید در چنین سطحی به چه چیزی نیاز دارید و اگر چیزی که در مرحله اول می‌بینید را دوست داشته باشید، اطلاعات بیشتری از آن بازیکن جمع می‌کنید. من بیشتر اوقات اطلاعاتی درباره نگرش بازی مورد نظرم به بازی، حس رقابت‌جویانه‌اش و البته مشخصات فیزیکی‌اش جمع‌آوری می‌کنم. اینکه آیا او به لحاظ فیزیکی می‌تواند در سطح بالا بازی کند؟ بازیکنان سطوح مختلفی دارند که باید انتخاب‌تان را از میان آنها انجام دهید. در سطح لیگ دسته اول، لیگ برتر، یا بازیکن بسیار بسیار فوق‌العاده و در سطح جهانی.
وقتی شما به مصاف حریفان می‌روید، آیا بیش از گذشته به آمار و اطلاعات تکیه می‌کنید و آیا چنین اطلاعاتی را به بازیکنان خود هم منتقل می‌کنید یا اینکه لازم نیست بازیکنان تا این اندازه روی آمار و اطلاعات شما دقیق شوند؟
خیر، ما حریفان را آنالیز کرده و سعی می‌کنیم تا حد امکان اطلاعات مربوط به سبک بازی آنها را ساده و اثربخش به بازیکنان ارائه کنیم. نقاط ضعف و قوت حریفان را به بازیکنان گوشزد می‌کنیم. سعی می‌کنیم همه این‌ها را با اعداد و ارقام ثابت کنیم؛ چون وقتی می‌گویید “این تیم ۷۰ درصد از گل‌های خود را از جناح چپ به ثمر رسانده” اگر از آمار و ارقام کمک بگیرید، حرف‌های شما وزن و ارزش بیشتری پیدا خواهد کرد. بازیکنان هم بیشتر به حرف‌های شما اعتماد می‌کنند. ممکن است بازیکنی پیش شما بیاید و حرف شما را هم پذیرفته باشد اما دوست دارد بداند اشکال کار کجاست.
آمار چگونه می‌تواند برای یافتن نقاط ضعف و راه‌حل آنها مفید باشد؟
از تصاویر ویدیویی کمک می‌گیریم. شما باید موقعیت‌های مختلفی که بازیکن نمی‌داند چه کار کند را به او نشان بدهید. یک بازیکن در زمین باید در کمتر از یک ثانیه تصمیمات مهمی بگیرد و اینکه این بازیکن است که در زمین همه‌کاره است. شما به آنها یاد می‌دهید که چگونه درست تصمیم بگیرند اما زمانی‌که آنها داخل زمین هستند، خودشان هستند که تصمیم می‌گیرند.
فوتبال به این دلیل ورزش پیچیده‌ای است که یک بازی ۱۱ در مقابل ۱۱ است و شما میلیون‌ها احتمال برای موقعیت‌های مختلف دارید. هر موقعیت هم دقیقاً شبیه به موقعیت دیگر نیست، پس باید آمادگی کار با گروه آنالیز را داشته و برای تصمیم‌گیری درست از آنها کمک بگیرید. گاهی اوقات آمار می‌تواند برای شما گمراه‌کننده باشد. مثلا اگر آمار تعداد پاس‌های کناری را داشته باشید، این آمار برای پاس‌های نفوذی تیم شما کارآیی نخواهد داشت.
آیا می‌توانید مثال‌های دیگری از اینکه آمار ممکن است شما را به اشتباه بیندازد، بزنید؟
دقیقا همینطور است؛ آمار گاهی اوقات به شما حقه می‌زند، چون برای مثال اگر بازیکنی سه گل زده باشد، شاید تصور کنید که او یک بازیکن در سطح جهانی است؛ اما این احتمال هم وجود دارد که این بازیکن در روز مسابقه با خط دفاعی ضعیفی بازی کرده روربرو شده باشد. پس همیشه باید تمام مسائل را لحاظ کنید، بازی را به خوبی آنالیز کنید و به خاطر داشته باشید اعداد و ارقام به تنهایی کمکی به شما نمی‌کنند.
اما از سوی دیگر اگر این روند گلزنی در ۱۰۰ مسابقه تکرار شده باشد، دیگر اعداد و ارقام به شما دروغ نمی‌گویند. شما نمی‌توانید در هر ۱۰۰ مسابقه مقاب یک خط دفاعی ضعیف بازی کرده باشید اما ممکن است آمار یک بازی شما را به نتیجه دیگری برساند.
یعنی این احتمال وجود دارد که برخی آمارها از بازی شما را با این حد از تجربه شگفت‌زده کند.
اکثر اوقات آمارها باعث تعجب می‌شوند؛ چون شما تصور می‌کنید بازیکنی در یکی دو صحنه بسیار محکم و خوب بازی کرده اما وقتی به کل بازی نگاه می‌کنید، متوجه می‌شوید که این بازیکن آن‌طور که فکر می‌کردید هم درخشان نبوده؛ من می‌توانم در حال حاضر مسوت اوزیل را برایتان مثال بزنم که عملکرد فوق‌العاده‌ای از خودش ارائه داد اما ممکن است تماشاگران چنین نظری نداشته باشند. دلیل این است که گاهی طرز تفکر و نگرش مردم به گونه‌ای است که سبب می شود چشمان آنها درست نبیند.

بازیکنان دیگری هم هستند که ممکن است عملکردشان کمتر از حد واقعی دیده شود؟
نمره بازیکنان لزوماً قطعی و بدون اشکال نیستند؛ به عنوان مثال در بازی بازیکنی مثل فرانسیس کوکلین، چیزی که اهمیت دارد، این است که دقیقا به موقع در محل مورد نظر حاضر شده و پاس ارسالی را قطع کند؛ این لحظه برای او بسیار تعیین‌کننده است. چنین خصوصیتی برای برخی پست‌های کلیدی بسیار مهم‌تر از این است که مثلا یک بازیکن در طول بازی چند کیلومتر دویده.
آیا می توانید به نمونه‌های دیگری در ترکیب فعلی تیم اشاره کنید؟
آنچه اهمیت دارد، کیفیت جایگیری و نحوه ارسال پاس آخر است؛ دیگر نباید فقط به تعداد پاس‌های ارسالی توجه کرد. مثلا بازیکنی مثل سانتی کازورلا پاس ماقبل آخر را به خوبی ارسال می‌کند که ممکن است کار او بسیار دشوارتر از خود پاس گل باشد.
پس زمانی که بازیکنان و کیفیت‌های آنها را به خوبی بشناسید،‌ می‌تواند به عنوان مربی تیم توازن خوبی بین تمام پست‌های تیم ایجاد کنید. بازیکنانی مثل رمزی، کازورلا و کوکلین برای توپ‌گیری در موقعیت‌هایی‌ که برای تیم بسیار خطرناک است، مهره‌های کلیدی محسوب می‌شوند. اگر به بازیکنان چند سال قبل نگاه کنید،‌ بازیکنی مانند آلکساندر هلب را می‌بینید که پاس ماقبل آخر را به خوبی ارسال می‌کرد.
هلب خیلی به گلزنی علاقه نشان نمی‌داد اما قادر بود توپ را در هر وضعیتی تصاحب کند؛ اگر بازیکنی قادر به انجام چنین کاری باشد، می‌تواند گره بازی را باز کند. اگر یک بازیکن از تیم شما در برابر دو بازیکن حریف قرار داشته باشد، معنی‌اش این است که تیم شما حتماً در نقطه دیگری از زمین نسبت به حریف برتری عددی دارد.
با نگاهی به آمار بازیکنان آکادمی آرسنال، این آمار برای بازیکنانی در این سن، چقدر می‌تواند اهمیت داشته باشد؟
آمار برای بازیکنان بین ۱۷ تا ۲۰ سال بسیار قابل توجه است؛ چون تا ۱۶ و ۱۷ سالگی شما می‌دانید بازیکنان بااستعدادی در اختیار دارید. پس از این سن سرعت درک بازی و سرعت ارتباط با سایر بازیکنان تیم برای شما اهمیت پیدا می‌کند؛ چون برای آنکه کاری متفاوت انجام دهید، کیفیت به تنهایی کافی نیست.
برخی بازیکنان ناگهان با مشکلی روبرو می‌شوند، چون ممکن است در ۱۵ یا ۱۶ سالگی به لحاظ تکنیکی متفاوت از سایر هم تیمی‌های خود باشند اما در سنین بالاتر این ویژگی به تنهایی کفایت نمی‌کند. شما باید بدانید چگونه می‌شود به سرعت از حریف مستقیم‌تان عبور کنید و در موقعیت درست جایگیری کنید. یا برخی بازیکنانی که در سنین نوجوانی به لحاظ فیزیکی برتر از سایرین بوده‌‌اند، حالا با بازیکنان تنومندی روبرو می‌شوند؛ در این موارد دیگر شرایط فیزیکی بازیکن به تنهایی نمی‌تواند گره‌گشا باشد و باید به دنبال راه‌حل‌های دیگری برود.
شما به عنوان یک مربی مدرن مثل خیلی از همکاران‌تان به استفاده از آمار و ارقام روی آورده‌اید اما در مورد بازیکنان چطور؟ آیا آنها هم زمانی که جوان‌تر هستند، نسبت به استفاده از آمار و ارقام تمایلی ندارند؟
نه این‌طور نیست، آنها هم می‌خواهند بیشتر بدانند و اغلب‌شان خیلی کنجکاو هستند. ما در جامعه‌ای زندگی می‌کنیم که اطلاعات اهمیت فوق‌العاده ای دارد و مردم هم می‌خواهند آگاه باشند. آنها می‌خواهند بدانند عملکردشان تا چه اندازه خوب یا بد بوده اما برای آنکه عملکرد خوبی داشته باشید، باید بپذیرید گاهی اوقات آنگونه که خودتان تصور می‌کنید خوب نیستید. گاهی اوقات برای یک مربی، آمار و ارقام ابزار خوبی برای متقاعد کردن بازیکن است و می‌تواند به او بگوید:”ببین، این‌ها فقط برداشت من نیست؛ آمار و ارقام هم همین را می‌گویند.”
پس آمار گاهی اوقات می‌تواند بازیکنانی که به خوبی حقیقت را درک نمی‌کنند، متقاعد کند. به طور کلی باید بگویم در سطوح بالا، بازیکنان تحلیل منصفانه و عینی از عملکرد خود دارند. در غیر این‌صورت نمی‌توانند پیشرفت کنند.

پس از ۲۰۰۰ بار نشستن روی نیمکت مربیگری، آیا می‌توانید به بازی‌های خاصی اشاره کنید که در آن برای دستیابی به نتیجه مطلوب و تصمیم‌گیری درست، از آمار و اطلاعات کمک گرفته باشید؟
متأسفانه در این سن و سال بیشتر تصمیمات بدم را به یاد می آورم تا تصمیمات خوبم را! چیزی که هرگز فراموش نمی‌کنید، شکست‌های سنگین و بد است؛ چون که همیشه از خودتان می‌پرسید چرا چنین تصمیمی گرفتم اما اگر برنده باشید، فکر می‌کنید تصمیمی فوق‌‌العاده اتخاذ کرده‌اید. همه چیزهایی که به خاطر دارم، از تصمیمات بد بوده؛ چون همیشه خیلی با خودم کلنجار می‌روم اما اگر تا امروز در این جایگاه مانده‌ام به خاطر همان تصمیمات بوده. در مربیگری مدرن شما همیشه پیش از تصمیم‌گیری، به دنبال اطلاعات بیشتر هستید؛ چون حاشیه شکست بسیار بسیار به شما نزدیک‌تر است، فاصله تیم‌ها بسیار کم شده و هر تصمیمی از سوی شما می تواند باعث تفاوت‌هایی بین شما و دیگران شود.
به نظر شما فوتبال از نظر استفاده از آنالیز و اطلاعات، از سایر رشته‌های ورزشی عقب مانده؟
خیر. در مجموع این‌طور فکر نمی‌کنم. به نظر من فوتبال امروز جلوتر از سایر ورزش‌هاست؛ چون در این ورزش پول بیشتری وجود دارد و این مسئله کار را برای پیشرفت آسان‌تر می‌کند. هرچند ممکن است از از جهاتی هم از سایر رشته‌های ورزشی جا مانده باشیم. مثلا از نظر علم تغذیه یا تحلیل شیمیایی عملکرد بازیکنان. ممکن است از نظر این مساپل آنها اندکی جلوتر از ما باشند اما به طور کلی فکر می‌کنم فوتبال در پنج سال گذشته پیشرفت خارق‌العاده‌ای داشته است.
با این اوصاف تحلیل و آنالیز عملی بعدی در کدام زمینه‌ها خواهد بود؟ پیش‌بینی شما از چشم‌انداز ۲۰ سال آینده فوتبال چگونه است؟
فکر می کنم که قدرت تکنیکی بازیکنان بسیار کمتر خواهد شد.
چرا؟
به این دلیل که در اطراف ما تیم‌های آنالیزی وجود دارند که به طور کامل همه‌چیز را تحلیل کرده و در مورد آنها تصمیم‌گیری می‌کنند، پس قدرت مشاهده و تجربه مربی کاهش خواهد یافت. فکر می‌کنم در ۲۰ یا ۳۰ سال آینده، قدرت تکنیکی بازیکنان تحلیل خواهد رفت و پیرامون آنها ماشین‌هایی برای تصمیم‌گیری وجود خواهد داشت.
می‌توانید دورانی را تجسم کنید که در آن شیوه ورزش کردن مردم دستخوش تغییرات بسیار زیادی خواهد شد و من اطمینان دارم که تغییر همیشه سریعتر از حد تصور شما روی خواهد داد. همانگونه که تغییرات بسیاری از زمان ورود من به اینجا تا امروز رخ داده اما سرعت ایجاد همین تغییرات طی ۲۰ سال آینده به مراتب سریع‌تر خواهد بود.

منبع: مجله رسمی باشگاه آرسنال
مترجم: احمد تقی زاده

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *